پنج شنبه ٢٧ مهر ١٣٩٦
به سایت علیرضا زارعی خوش آمدید
منو اصلی
پیوندها
اخبار > تو مثل چشمه ای که از دلم هر لحظه می جوشی


 
 
  تو مثل چشمه ای که از دلم هر لحظه می جوشی
 
  

تو مثل چشمه ای که از دلم هر لحظه می جوشی

ولی از چشم های تشنه من روی می پوشی

مرا از خاطرم بردی و پیوستی به خود عمری

که را دیده کسی اینگونه درگیر فراموشی؟

چه آتش ها زبانه می کشد از سردی ات با من

چه فریادی برآورده دلم از درد خاموشی

از این شادم که می گویند مرد و درد همزادند

که جز با درد نتوانم کنم دیگر همآغوشی

همین خونِ دلِ ما پر کند جام جهانت را

بسی حرمت نگهدارش اگر چون باده می نوشی

تو رسمِ نوشدارویِ پس از سهراب را برکن

که چاره ای نسازد مرگ را داروی بیهوشی

 

 
  

خروج




 

 

 

صفحه اصلی |درباره من |تماس با من
هرگونه استفاده از مطالب بدون ذکر منبع ممنوع است.