پنج شنبه ٢٧ مهر ١٣٩٦
به سایت علیرضا زارعی خوش آمدید
منو اصلی
پیوندها
اخبار > برای پدرم «محمدحسین»


  با یادی از مادر
 
  برای پدرم «محمدحسین»
 
  









   

پدر گاهی بیا در خواب های بیقرار من

چنان چون خواب رفتن های با تو گهگدار من

پدر صبری که دارم ناشی از صبر تو بود اما

صبوری می کنم وقتی تو باشی در کنارِ من

هزاران بار گر خاکِ ترا بویم، و یا بوسم

تلافی کِی توانم کرد لطفهایت را به کارِ من؟

تو بودی تا که من بودم، تو رفتی و مرا بردی

نه با خود، بلکه جان می رفت با تو، ای هزارِ من!

تو کردی بعدِ خود راز وفاداری، صبوری را

کنار آن همه خوبی که داری، واگذارِ من

ولی من کِی توانم تا شوم در حدّ تو آیا

کجا آیا توانم بود مانندت، نگارِ من؟

محمد بودی از خلقِ حَسن، این را همه گویند

حسینی رفتی آخر با گلوی پاره، یار من

پدر بودی و هم مادر از آن روزی که مادر رفت

تو بودی دایه ام، بابایِ خوبم، پاسدارِ من

شود آیا که یک لحظه بگیرم تا در آغوشت

شود آیا که این یک آرزو باشد شکار من؟

پس از تو من چه گویم ای ولایت دارِ دیرینم

درآوردند والی ها دمار از روزگارِ من

 
 
  

خروج




 

 

 

صفحه اصلی |درباره من |تماس با من
هرگونه استفاده از مطالب بدون ذکر منبع ممنوع است.