پنج شنبه ٢٧ مهر ١٣٩٦
به سایت علیرضا زارعی خوش آمدید
منو اصلی
پیوندها
اخبار > داره این زندگی راهُ به روی عشق می بنده


 
 
  داره این زندگی راهُ به روی عشق می بنده
 
  


 

به رویِ من، به رویِ تو، به رویِ هرچی پیونده

داره این زندگی راهُ به رویِ عشق می بنده

به حالِ خود که واموندم، به حالِ تو که می رفتی

دارم میمیرم از گریه، دارم میمیرم از خنده

تو این دنیایِ وانفسا که میرن زود آدم ها

کی می تونه؟ کی گفته؟ کی بدونِ عشق خرسنده؟

همش از درد و گریه خواهشِ دیگه می خوام اما

جواب درد تسکینه، جواب گریه لبخنده

چجوری میشه آرومش کنم لامصّب این دل رو

شده وابستۀ اونکه ازش آسوده دل کنده

به حالم اشک می ریزن تموم خاطراتِ ما

گذشته ای که پیوندی نخورده تا به آینده

نمی خوام بی تقلّا، بیخودی تسلیم شم اما

کی دیده عاشقی گوشش بدهکارِ به این پنده

نشستم روبرویِ آینه، داره بهم میگه:

«چه غمهایی به این چهره یه روزی میشه زیبنده

یکی هس داده دستاشُ به تو اما به هر چیزی

به جز عشقِ تو و حرفِ تو و دستِ تو پابنده»

***

برو از پیشِ من هرجا که راحت میشی از دستم

برو تا مُهر شه واسه همیشه مومِ پرونده

بزرگش می کنم بی تو تمام خاطراتم رو

شبیهِ مادرِ بی بچه ای که عشقِ فرزنده

یکی اینجا برات میمیره اما تویِ تنهاییش

برات یک زندگیِّ راحت و خوش آرزومنده

 

 
 
  

خروج




 

 

 

صفحه اصلی |درباره من |تماس با من
هرگونه استفاده از مطالب بدون ذکر منبع ممنوع است.